اهداف نهضت عاشورا

اهداف نهضت عاشورا

 سیدغلامعباس طاهرزاده

مقدمه

 شور انگیزترین صفحات تاریخ، شرح حال رجال و پیشوایانی است که برای سعادت خانواده، جامعه و یا ملت خود قیام کرده و با وجود خطرات فراوان، جانفشانی‏ها کرده و حماسه آفریده‏اند و سعادت و آزادی را در کام مردم پس از خود شیرین ساخته و نام خود را در ردیف حماسه‏سازان و فداکاران تاریخ ثبت کرده‏اند. تاریخ اسلام پر از حوادثی است که در گذر زمان اتفاق افتاده و بسیاری از آنها، به مرور زمان، کهنه و متروک گردیده و به فراموشی سپرده شده است، امّا در این میان، واقعه کربلا و نهضت مقدس امام حسین(ع) است که، نه تنها به مرور زمان و گذشت دوران فراموش نگردیده و از صفحه تاریخ محو نشده، بلکه هر چه زمان بر او گذشته بر عظمت آن حادثه و اهمیت آن افزوده گشته است. مسلمانان و پیروان مکتب اهل‏بیت(ع) در هر سال یاد و خاطره آن حماسه خونبار را با گریه و اشک بر مظلومیت آن امام شهید و یاران فداکارش با هیجان و شکوه بیشتر و بهتر از سال‏های قبل برگزار می‏کنند و هر چه از زمان آن قضیه می‏گذرد عظمتش بیشتر، جایگاهش رفیع‏تر و بر خواری و ذلت دشمنانش افزوده می‏شود و این همان معجزه حضرت سیدالشهدا(ع) و کرامت جاوید عاشورا است. بی شک، تاریخ خونین کربلا یکی از وقایعی است که قلب هر مؤمن و هر انسان آزاده را جریحه‏دار می‏کند. و به گواه تاریخ می‏توان ادعا کرد که عاشورا پدیده‏ای نیست که فقط متعلق به تاریخ گذشته باشد، بلکه عاشورا و قیام خونین اباعبداللّه‏ و یارانش جریانی است که گذر زمان آن را کهنه نمی‏سازد.  زینب کبری در مجلس یزید خطاب به وی می‏فرماید: ثم کد کیدک، واجهد جهدک فواللّه‏ الذی شرفنا بالوحی و الکتاب و النبوه و الانتخاب، لاتدرک امدنا و لا تبلغ غایتنا و لا تمحوا ذکرنا. مکر و حیله‏ات را به کار ببر، آنچه تلاش و سعی داری به کارگیر، سوگند به خداوندی که ما را بواسطه وحی، قرآن و پیامبر(ص) شرافت داد! یاد ما را از دل‏ها نمی‏توانی محو کنی و وحی نازل شده بر پیامبر را نمی‏توانی از بین ببری.  سؤالی که مطرح است این که: راز ماندگاری نهضت عاشورا در چیست؟ و چگونه شهادت جمعی معدود، اینگونه با تأثیرگذاری و ایجاد تحول در عصر خود، از قالب زمان خارج شده و اکنون پس از چهارده قرن هنوز هم حقیقت جویان و دانش پژوهان را به شگفتی و تحیر واداشته است؟ تا به حال از زوایای مختلف به این پرسش پاسخ داده شده است؛ که هر کدام به جای خود مهم و ارزشمند است. اما به اعتقاد نویسنده پاسخ را باید در انگیزه و اهداف الهی این انقلاب و حماسه خونبار جست‏وجوکرد. به عبارت دیگر، هدفمندی و انجام وظیفه الهی مهمترین انگیزه امام حسین (ع) و یاران عاشورائی آن حضرت بود واین «راز بقای» حماسه کربلاست. ارکانی که در زیر مورد توجه قرار گرفته، از مهم‏ترین اهداف عاشور است. آزاداندیشان و حقیقت جویان عالم، با عنایت به این انگیزه‏ها و عوامل، «پیروزی خون بر شمشیر» را باور خواهند کرد و حلقه ارادت و محبتشان، به شورآفرینان عاشورا، روز به روز افزون خواهد گشت.

اهداف امام حسین (ع)

 اهداف امام حسین(ع) رامی توان اینگونه برشمرد: ۱. انجام وظیفه و ادای تکلیف؛ ۲. عزت مداری و زندگی سعادتمندانه؛ ۳. تشکیل حکومت دینی؛ ۴. احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر؛

۱. انجام وظیفه و ادای تکلیف

 فرهنگ «عمل به تکلیف» زمانی که در یک جامعه حاکم باشد، احساس پیروزی همواره با آنهاست.  با داشتن چنین روحیه‏ای هر اتفاقی رخ دهد عین پیروزی است، در مبارزات هم چه کشته شوند و چه به پیروزی نظامی و سیاسی برسند، هر دو صورت برای آنان موفقیت است. سیره پیامبراکرم (ص) و ائمه معصومین (ع)، در شرایط مختلف اجتماعی بیانگر این حقیقت است که آنان طبق تکلیف عمل می‏کردند. حادثه عاشورا نیز یکی از جلوه‏های عمل به تکلیف بود. امام حسین (ع)، شخصیتی است که به مقام عبودیت و بندگی خدا رسیده است و افتخار خود را اطاعت از او می‏داند، پس جز انجام تکلیف و دستیابی به رضایت خداوند، به چیز دیگری نمی‏اندیشد و همه برنامه‏های زندگی‏اش را بر این اساس سامان می‏بخشد. هم اینک به ذکر چند نمونه از سخنان آن حضرت می‏پردازیم:

۲. عزت مداری وزندگی سعادتمندانه

 یکی از مهمترین وظایف هر مسلمان این است که در برابر دین الهی و سرنوشت امت اسلامی، احساس مسؤولیت داشته باشد. و فقط به زندگی شخصی خود و وظایف فردی نیندیشد؛ بلکه در مقابل هر اقدامی که عزت و سعادت امت را به خطر می‏اندازد، واکنش مناسب از خود نشان دهد تا نااهلان زمینه نفوذ پیدانکنند و در فکر آسیب رساندن به امت اسلامی نباشند. این خصلت مهم بر رهبری دلسوز و وظیفه شناس چون امام حسین(ع) واجب‏تر از دیگران است. امام حسین(ع) در جریان کربلا، با اقدام شجاعانه خویش، درس بزرگ آزاداندیشی و عزت‏طلبی را به دیگران آموخت و ویژگیهای زندگی سعادتمندانه را هم در سخنان خود در طول مسیر بیان کرد و هم در عمل نشان داد. و این پیام افتخارآمیز را در جهان به نام خود ثبت کرد که «زندگی به فرو رفتن و فرا آمدن نفس نیست. بسیاری ازانسان‏ها مرده‏های متحرکی هستند که فقط خواص حیات حیوانی دارند». در گیرودار مشکلات و فراز و نشیب‏های زندگی، گاهی صحنه‏هایی پیش می‏آید که انسان‏ها به خاطر رسیدن به منافع دنیا یا حفظ آن و یا تأمین تمنیّات و خواسته‏های ناچیز و مقام و مسؤلیت یا چند روز زندگی بیشتر، هرگونه حقارت و اسارت را می‏پذیرند. امّا مردان الهی و آزاداندیشان جوانمرد، گاهی با ایثار جان هم، بهای «آزادگی» را می‏پردازند و تن به ذلّت نمی‏دهند. امام حسین(ع) فرمود:  مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ من حیاةٍ فی ذل مرگ با عزت بهتر از حیات ذلیلانه است.  امام شهیدان سرافراز در مسیر کربلا، پس از برخورد با سپاه حرّ، اشعاری را با مطلع ذیل زمزمه کرد: سامضی و ما بالموت عار علی النقی اذا مانوی حقا و جاهدا مسلما در آخر آن نیز فرمود: من از مرگ باکی ندارم. مرگ، راحت‏ترین راه برای رسیدن به عزّت است. مرگ در راه عزّت، زندگی جاودانه است و زندگانی ذلت‏بار، مرگ بی‏حیات است. مرا از مرگ می‏ترسانی؟ چه گمان باطلی! همّتم بالاتر از این است که از ترس مرگ، ظلم را تحمّل کنم. بیش از این نمی‏توانید که مرا بکشید. مرحبا به مرگ در راه خدا. ولی شما با کشتنم نمی‏توانید شکوه و عزّت و شرف مرا از بین ببرید. چه هراسی از مرگ؟  آن حضرت در خطابه پرشور دیگری در کربلا، خطاب به سپاه کوفه، در ردّ درخواست ابن زیاد، مبنی بر تسلیم شدن و بیعت با یزید فرمود: الا وان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین، بین السلة والذلة وهیهات منا الذلة، یابی اللّه لنا ذلک، ورسوله والمؤمنون، وحجور طابت وطهرت، وانوف حمیة ونفوس ابیة من ان نؤثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام. ابن زیاد، مرا میان کشته شدن و ذلّت مخیّر قرار داده، هیهات که من جانب ذلّت را بگیرم. این را خدا و رسول و دامان‏های پاک عترت و جان‏های غیرتمند و با عزّت نمی‏پذیرند. هرگز اطاعت از فرومایگان را برسعادت و شهادت کریمانه ترجیح نخواهیم داد. 

۳. تشکیل حکومت اسلامی

 حکومتی که از ملاک‏های ارزشی و معیارهای اصیل دینی فاصله بگیرد، «فساد» در پیکره آن ریشه می‏دواند و راه مبارزه با فساد و زدودن لغزشها و انحرافات از امت اسلامی، تذکر به متولیان و مسؤولان نسبت به رفتار عادلانه و اجرای دقیق قانون و عمل به کتاب و سنّت الهی و حرکت اصلاحگرانه‏ای است که امام حسین(ع) از آن غافل نبودند و در حرکت و قیام خویش آن را دنبال می‏کردند. حضرت همیشه بر اوضاع نابسامان جامعه معترض بود وهرگز مهر سکوت بر لب نمی‏زد. همچنین از وظایف رهبران الهی، تشکیل حکومتی است که بر پایه آیین آسمانی، شکل گیرد و هدفش شکوفایی استعدادهای انسانی و بالندگی دین و ارزش‏های آن باشد.  امام حسین(ع) درباره شایستگی خود به این امر به سپاه حر می‏فرماید: ای مردم ! اگر شما از خدا بترسید و حق را برای اهلش بشناسید، این کار بهتر موجب خشنودی خداوند خواهد بود و ما اهل بیت پیامبر، به ولایت و رهبری، از این مدعیان نالایق و عاملان جور و تجاوز، شایسته‏تریم. و اگر شما به این کار (بیعت و همراهی با ما) کراهت دارید و نسبت به حق ما آگاه نیستید و بر آنچه برای ما نامه نوشتید پایدار نیستید، ما برمی‏گردیم.  امام حسین(ع) نیز پس از مرگ معاویه و استقبال مردم عراق از امامت و دولت آن حضرت، زمینه را برای تشکیل حکومت اسلامی، مساعد یافت. این حقیقت را برخی از سخنان سید الشهداء(ع) آشکار می‏سازد. آن حضرت در سخنی به این هدف اصلاحی اشاره کرده و خروج خویش را با انگیزه «طلب اصلاح در امّت پیامبر» معرفی کرده و فرمود: «و اَنّما خَرَجْتَُ لَطَلَبِ الأصْلاحِ فی اُمَّةِ جَدّی».  در جای دیگر نیز حرکت و قیام خود را نه بر اساس نزاع قدرت با مستبد پلیدی چون یزید یا دنیاطلبانی چون آل ابوسفیان می‏داند، بلکه برای آشکار ساختن «معارف دین» و «اظهار اصلاح» در شهرها و امنیّت یافتنِ مظلومان و عمل به فرایض دینی و سنن و احکام الهی دانسته است: «... وَ لکِنْ لِنُرِیَ الْمَعالِمَ مِن دینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فی بِلادِکَ... .»  ترغیبی که امام حسین(ع) در یکی از خطبه‏هایش جهت فداکاری و جانبازی دارد، همراه با ترسیمی از اوضاع اسف‏بار جامعه آن روز است که فرمود: ألا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا، فإنی لا أری الموت إلا سعادة و لا الحیاة مع الظالمین إلا برما. آیا نمی‏بینید که به حق عمل نمی‏شود و از باطل اجتناب نمی‏گردد؟ پس در چنین شرایطی باید مؤمن (با مبارزه‏اش) مشتاق دیدار خدا باشد، چرا که زندگی در چنین دوره‏ای مایه ننگ و عسرت است و مرگ، سعادت است.  قیام اصلاحی اباعبداللّه‏الحسین(ع) ریشه در نهضت‏های اصلاحی انبیاء داشت و او وارث خطِ صلاح و اصلاح پیامبران بود و در این راه جان داد تا مفاسد برچیده شود. حضرت امام خمینی(ره) در تائید این روش می‏فرماید: تمام انبیاء برای اصلاح جامعه آمده‏اند، تمام. و همه آنان این مسأله را داشتند که فرد باید فدای جامعه شود... سیدالشهداء(ع) روی همین میزان آمد و رفت و خودش را و اصحاب و انصار خویش را فدا کرد، که فرد باید فدای جامعه بشود، جامعه باید اصلاح بشود.   امام امّت که قیام خویش را در همین راستا می‏دانست و با الهام از نهضت عاشورا، بر ضدّ شاهان طاغوتی و مفاسد اجتماعی و نابسامانیهای اجتماعی قیام کرد، به پیوند این حرکت با قیام عاشورا چنین اشاره می‏کند: سیدالشهدا(ع) وقتی می‏بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می‏کند، تصریح می‏کند حضرت که اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت می‏کند، ظلم دارد به مردم می‏کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند، هر قدر که می‏تواند. با چند نفر، با چندین نفر که در مقابل آن لشکر هیچ نبود، لکن تکلیف بود آنجا که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا این‏که این ملّت را اصلاح کند، تا این‏که این عَلَم یزید را بخواباند و هیمن‏طور هم کرد و تمام شد... همه چیزهای خودش را داد برای اسلام. مگر مرگ ما، خون ما رنگین‏تر از خون سیدالشهداء(ع) است؟ چرا بترسیم از این که خون بدهیم یا این که جان بدهیم؟ 

۴. احیای امر به معروف و نهی از منکر

 حیات هر جامعه به رشد معنویات و ارزشهای والای انسانی آن بستگی دارد، و در جامعه اسلامی، علاوه بر اینها، به حساسیّت مردم نسبت به اجرای احکام دینی و نظارت عمومی بر شیوه اداره جامعه توسط متولیان حکومت و مسؤولان نیز بستگی دارد. به این مسئله مهم اجتماعی از بعد مکتب اسلام، «امر به معروف و نهی از منکر» گفته می‏شود که از واجبات دینی است و بر هر مسلمان تکلیف شده است. آیات قرآن و روایات معصومین(ع) در اهمّیت این دو فریضه و نقش اصلاحی آن در جامعه و نیز آفات وآسیب‏های مفسده‏آمیز ترک آن، بسیار سخن گفته‏اند و آن را به عنوان «برترین فریضه» به شمار آورده‏اند که فرایض و احکام الهی دیگر، در سایه امر به معروف و نهی از منکر، قوام و استواری می‏یابد. در بررسی و تحلیل عوامل و انگیزه‏های قیام کربلا به منظور دست‏یابی به مهمترین علت و انگیزه، به بنیادی‏ترین انگیزه و شاخص‏ترین آن یعنی «امر به معروف و نهی از منکر» برمی‏خوریم. امام حسین(ع) در وصیت نامه خویش، بر این عامل تام و انگیزه والا تاکید می‏ورزد و هدف اصلی خود را از مخالفت با دستگاه خلافت مبتذل یزید، امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با ظلم و جور و فساد و خیانت و بدعت‏ها و انحراف‏هایی که از همه سو، جامعه اسلامی را به محاصره درآورده و مردم را از راه روشن و صائب دین به بیراهه‏های فسق و گمراهی رهنمون می‏کردند، معرفی می‏نماید. امر به معروف و نهی از منکر علت العلل قیام مقدس کربلاست و این به دلیل جایگاه رفیع این عنصر در حرکت تاریخی امام حسین(ع) و نقش بنیادین آن در به ثمر نشستن آن جهاد مقدس است. امام حسین(ع) به حسب جایگاه مسئولیتی و رهبری امت اسلام، در عصر خود از دانش بسیار بالایی در تشخیص انحراف و کج روی در حکومت و جامعه برخوردار بود. اگر به ابعاد (بیان)  امام در مسائل جامعه شناسی و حکومتی و روحیات مردم آن زمان توجه نمائیم، متوجه تیزبینی و ژرف‏نگری آن حضرت می‏شویم. ایشان می‏فرماید: و انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی(ع) ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی وابی‏علی‏بن‏ابی طالب. و من نه از روی خود خواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری، از مدینه خارج شدم بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته‏ام از این حرکت، اصلاح امور مسلمین و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علی ابن ابیطالب است.  آن حضرت هنگام وداع مرقد مطهر رسول خدا(ص) اینگونه اظهار می‏کند: اللهم ان هذا قبر نبیک محمد(ص) واناابن بنت نبّیک و قد حضرنی من الامر ما قد علمت؛ اللهم انّی احب المعروف و انکرالمنکر. پروردگارا، این قبر فرستاده‏ات محمد مصطفی(ص) می‏باشد. و من پسر دختر پیامبرت هستم در این حرکت و قیام (استجابت دعوت کوفیان و مبارزه با ظلم) تو می‏دانی که من فریضه امر به معروف و نهی از منکر را دوست دارم. 

۱ ـ ۱. خروج از مدینه

 ام‏سلمه همسر پیامبر(ص) هنگام خروج امام حسین (ع) از مدینه خواهان ماندن امام(ع) در مدینه بود از این‏رو هنگام خداحافظی به آن‏حضرت فرمود: لا تحزنی بخروجک الی العراق، فانی سمعت جدک رسول اللّه‏ (ص) یقول: یقتل ولدی الحسین بارض یقال لها کربلا. مرا با خروج خود به سوی عراق، اندوهگین مساز، به راستی که از جدت رسول خدا(ص) شنیدم که می‏فرمود: فرزندم حسین در زمینی که کربلا می‏گویند، کشته خواهد شد. امام(ع) در پاسخ او فرمود: یا أمّاه و أنا أعلم انّی مقتول مذبوحٌ ظلما و عدوانا و قد شاء عزّوجلّ أن یری حرمی ورهطی مشرّدین و اطفالی مذبوحین مأسویّ مقیّدین و هم یستغیثون فلا یجدون ناصرا. مادر! من هم می‏دانم که از روی ظلم و ستم کشته خواهم شد و فرزندانم اسیر و به غل و زنجیر کشیده خواهند شد و سرم از بدنم جدا می‏گردد من تسلیم امر خداوندم، پروردگار بزرگ چنین خواسته است که کودکانم کشته شوند و زنان و فرزندانم به اسارات دشمن درآیند و فریاد ناله‏های آنان طنین‏انداز شود، ولی کسی به فریاد آنان نرسد. 

۲ ـ ۱. ملاقات با جابر بن عبداللّه‏ انصاری

 امام حسین(ع) در ملاقات جابربن عبداللّه‏ که از امام تقاضای ماندن درمدینه همچون امام حسن (ع) کرده بود فرمود: آنچه را برادرم (امام حسن) انجام داد به فرمان خدا و پیامبر(ص) بود و آنچه را هم من انجام می‏دهم، به دستور خدا و پیامبر(ص) است و اگر بخواهی، بر این مطلب، پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و برادرم را هم شاهد می‏آورم».  «جابر» می‏گوید: «اینجا حضرت نگاهی به آسمان کرد و درهای آسمان باز شد و پیامبر(ص)، امام علی (ع)، و امام حسن (ع)، حمزه و جعفر را دیدم که به زمین فرود آمدند من ترسان و هراسان برخاستم پیامبر(ص) فرمود: آیا به تو نگفتم که مؤمن نیستی مگر آنکه تسلیم امر همه امامان شوی واعتراض نکنی ؟ آیا می‏خواهی جایگاه معاویه و یزید را ببینی؟ عرض کردم : آری یا رسول اللّه‏(ص)، آنگاه پایش را به زمین زد و زمین شکافته شد و دریایی پدیدار گشت آن نیز شکافته شد، باز زمینی آشکار گردید تا هفت زمین و دریا و زیر همه اینها آتش بود که ولید بن مغیره، و ابوجهل و معاویه طاغی و یزید را به یک زنجیر بسته بودند و شیاطین را هم به آنان ملحق کرده بودند.»  در تمام طول راه، در سخنان امام (ع)، تنها چیزی که نمود برجسته‏ای داشت، تکلیف الهی و عمل به وظیفه دینی و کسب رضای الهی بود

پاسخ به تقاضای مردم کوفه

 پس از مرگ معاویه مردم کوفه که از ستم امویان به تنگ آمده بودند، و از ورود امام حسین(ع) به مکه و مخالفت او با خلافت یزید و خودداری از بیعت با او خبردار شده بودند، نامه‏های گوناگونی برای آن حضرت نوشتند و آمادگی خودشان را برای پذیرفتن رهبری و امامت سیدالشهدا(ع) به روشنی بیان کردند و وعده پشتیبانی از دولت و حکومت دینی به رهبری امام حسین(ع) را اعلام کردند. وقتی نامه‏ها به دست امام(ع) رسید، در پاسخ آن‏ها چنین نگاشت. به نام پروردگار بخشنده مهربان، از حسین بن علی به بزرگان و سرشناسان مومن و مسلمان، پس از حمد و ثنای الهی، آخرین نامه شما را توسط هانی و سعید دریافت کردم و به اهداف شما پی بردم درخواست شما در نامه‏هایتان این بود که ما امام و رهبری نداریم، به سوی ما بشتاب تا خداوند ما را به وسیله تو به حق هدایت و رهنمون سازد. اکنون برادر دینی و پسر عمویم (مسلم بن عقیل) و مطمئن‏ترین فرد خاندانم را به سوی شما می‏فرستم و به او فرمان داده‏ام که از نزدیک با آراء و افکار شما آشنا شود و گزارش آن را به اطلاع من برساند. اگر خواسته توده مردم و آگاهان و بزرگان شما همان باشد که درنامه‏ها به من نوشته‏اید و پیک‏های شما به من گفته‏اند، من نیز اگر خدا بخواهد، به زودی به سوی شما حرکت می‏کنم. به خدا سوگند! پیشوا و حاکم بر حق فقط کسی است که به کتاب خدا و عدالت عمل کند، سر به حق سپرده و جانش را وقف خدمت به دین الهی نماید والسلام.   امام خمینی(ره) در تأیید این مطلب می‏فرماید: او (امام حسین(ع) مسلم (ابن عقیل) را فرستاده که مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل بدهد؛ این حکومت فاسد را از بین ببرد. اگر او هم سر جای خودش می‏نشست و در مدینه وقتی که مردک (یزید) می‏آمد می‏گفت که بیعت کن، می‏گفت بسیار خوب سلّمه اللَّه تعالی! نعوذباللَّه اگر یک همچو چیزی می‏گفت، از خدا می‏خواستند؛ خیلی هم احترامش می‏کردند، دستش را هم می‏بوسیدند، روی سرشان هم می‏گذاشتند.

فقه عاشورا و شبهات عاشورایی

فقه عاشورا و شبهات عاشورایی
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده
مقدمه
حادثه تلخ و جان سوز شهادت سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش در سال 61 هجری قمری باعث شد عزاداری به صورت یک فرهنگ انقلابی و مکتبی ثابت و ماندگار، در جامعه اسلامی خصوصاً تشیّع،مطرح واستمرار یابد.سنت عزاداری سالارشهیدان هرساله در محرم وصفربخصوص عاشورا یک قاعده پابرجا و وجرء زندگی مسلمانان بویژه شیعیان گردد این سنت اعتراض،مرزهای جقرافیایی سرزمین ها را در نوردید، وهرجا مسلمانی بود بویژه از محبین و شیعیان اهلبیت(ع) آنجا فرهنگ عاشورایی وانقلابی خیمه گاه مظلومیت اهلبیت پیامبر(ص) خدا گردید.
اکنون بعد از 1400 سال تنور عشق حسینی همچنان در قلب تاریخ و جان و دل ملّت های مسلمان و غیر مسلمان شعله ور مانده و روز بروز بر عمق مظلومیت حسین بن علی و رسوایی یزید و یزیدیان تاریخ پای فشرده و جنایتکاران و ستمگران تاریخ را رسوا می کند. این حادثه خونین که خود ناقل و افشاگر ظلم و ستم وحشیانه آل ابوسفیان و بنی امیه بود ؛ در تاریخ بعنوان لکه ننگی بر پیشانی همه ستمگران ددمنش بیادگار ماند و تحوّلات شگرفی را در جوامع بشری بخصوص جامعه شیعیان ایجاد نمود.
به موازات طلوع و پیشرفت فرهنگ تشیع و بروز حقانیت این مکتب و فرهنگ اهلبیت(ع)در طول تاریخ، شبهاتی پیرامون عزاداری و مصیبت و مظلومیت سید الشهداء و اهل بیت(ع) یا از طرف دشمنان زخم خورده و یا از سوی مذاهب مختلف ومخالفان ،و یا از سوی اذهان حقیقت جو و محققین وپژوهشگران، مطرح بوده و هست که حَلِّ این شبهات و اشکالات در هر عصری می تواند به نوعی به رشد و بالندگی این مکتب کمک و یاری رساند.
آنچه پیش رو دارید پاسخ به بعضی سوالات و شبهاتی است که در اذهان مطرح است. و امید است که مقبول پیشوا وسالار کربلا اباعبدالله الحسین (ع)قرار گیرد.

1. سوال : آیا عزاداری برای عزیزان ونزدیکان ، بخصوص امام حسین(ع)ریشه قرآنی دارد؟ و یا فقط در فرهنگ تشیّع مرسوم است. ؟
جواب : عزاداری وابراز اندوه و مصیبت برای ازدست دادن عزیزان و نزدیکان پیشینه ای به درازای تاریخ بشریت دارد ، همه پیامبران درغم عزیزان خود محزون و افسرده می شدند که به یک نمونه قرآنی اشاره و سپس به بیان اثرات ارزشمند این سنت در آیات قرآن اشاره می کنیم :
الف: سوگواری یعقوب در فراق یوسف
درسوره یوسف میخوانیم با این که یوسف فقط مفقود شده بود و مرگ او حتمی نبود، یعقوب پیامبر و پدر بزرگوار جناب یوسف آنچنان در فراق فرزندش گریه کرد که نابینا شد. چنان که در قرآن کریم می خوانیم "وَ قالَ يا أَسَفي عَلي يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظيمٌ"
" و گفت: ای اندوه وغصه بر فراق یوسف و چشمان او از اندوه سفید شد امّا خشم خود را فرو می برد.
ب: تعظیم شعائر الهی
قرآن کریم می فرماید: " و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوی القلوب؛ و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد این کار نشانه تقوای دلهاست".
و عزاداریها بهترین مصداق شعائر الهی است چرا که در آنجا قرآن خوانده می شود و مسائل دینی مطرح می گردد، مردم به یاد خدا و قیامت می افتند و در هجران و شهادت اولیاء خدا گریه می کنند.
ج: عزاداری فریاد مظلومان و ستمدیدگان
"لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا"
خداوند متعال فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند خداوند شنوا و آگاه است از آنچه در دل دارید.
راستی چه کسی مظلومتر از آل محمد(ص) خصوصاً امامان شیعه و شهدای کربلا سراغ دارید، گریه بر شهدای کربلا، و مظلومیّت امامان فریاد علیه همه ستمگران است حتی ستمگران این زمان.
د: عزاداری اظهار مودّت به اهل بیت(ع)
در قرآن کریم می خوانیم: «قل لااسئلکم علیه اجراً الّا المودّة فی القربی؛
ای پیامبر، بگو اجری بر رسالتم از شما نمی خواهم مگر دوستی بستگان وخانواده ام را».
دوستی نشانه هایی دارد یکی از آنها این است که در شادی اهل بیت شاد و در ماتم آنها اندوهناک باشد وبرپایی عزاداری ، همدردی با رسول اکرم است در شهادت مظلومانه خانواده آن حضرت.
2. سوال : چرا امام حسين (عليه‌السلام) در زمان معاويه اقدام به قيام نكرد؟
جواب :امام حسين (ع) در دوران یازده‌ساله امامت خود همزمان با حكومت معاويه، تنشها ودرگیریهای لفظی و مکاتبه ای فراوانى با حکومت معاویه داشت در نامهها وسخنرانی ها وجلسات خصوصی وعمومی گوشههايى از جنايات معاويه (همانند كشتن بزرگان شيعه همچون حجر بن عدى و عمرو بن حمق) را متذكّر میشد و وجود حكومت معاويه را برای مسلمانان ننگ می دانست و آن را بزرگترين فتنه می دانست . درهرفرصتی مشروعيت حكومت او را زير سؤال برده است. آن حضرت برترين عمل را جهاد در مقابل معاويه دانسته و ترك آن را موجب استغفار از درگاه الهى مىداند.
اما اينكه چرا امام (ع) در مقابل معاويه اقدام به قيام نكرد،
متعهد بودن به صلح‌نامه ای بود که بین برادرش امام حسن مجتبی(ع) ومعاویه بسته شده بود وهمین امر سید الشهداء علیه السلام را ملزم و پایبند بآن کرده بود و با این کار اتهام نقض عهدنامه را از خود به دور ساخته بود.
3. سوال : چرا با اینکه در دوران امام باقر وامام صادق(ع) شرایط بهتری بود وبنی امیه و بنی عباس درضعف بودند قیام عاشورا اتفاق نیفتاد ولی امام حسين قيام كرد در دورانی که یزید قدرتمند بود و منجر به شهادت ایشان شد ؟
جواب:مجموعه رفتارهاى ائمه (ع) در برابر حاكمان و خلفا را مى توان در دو نکته خلاصه كرد:
صبر، و قيام كه هر دو باید با انگيزش الهی و تلاش حساب شده ودقیق براى اصلاح امت انجام مى گرفت با اين تفاوت كه اقدام براى قيام تنها در زمانى باید انجام شود كه احتمال پيروزى باشد و قیام کنندگان دچار یاس و سرخوردگی نشوند.
اما باید واقع بين بود وبا توجه بهشرایط زمان وآمادگی یاران مطیع و پا به کار در دوره امام باقر وامام صادق( ع) امكان پيروزى بر دشمنان بسيار دور از واقعيت بود چنان كه قيام هاى متعدد و پراکنده علويان به شكست انجاميد. بنابراين تنها در موردى كه شدت دشمنى به اندازه اى بود كه ترس از نابودی و محو اسلام حتى نام پيامبر( ص)بود قيام انجام مى گرفت كه حداقل اصل اسلام به نسل هاى بعد برسد.
چنين واقعه اى تنها در زمان امام حسين(ع) اتفاق افتاد كه يزيد براى ريشه كنى اصل اسلام توطئه كرد و به طور آشكار اعلام كرد"لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء ولا وحى نزل"
یعنی بنی هاشم با حكومت بازى مى‏كردند، وگرنه نه خبرى (از آسمان غيب) آمده و نه وحى نازل‏ شده است.
درحالی که ديگر حاكمان بنى اميه و بنى عباس حداقل اسلام ظاهرى را حفظ مى كردند بنابراين امامان با استفاده از روش صبر و اصلاح امت تلاش هايى داشتند كه تحمل همین مقدار تلاش هم براى حاكمان بنى اميه و بنى عباس سخت بود ومشاهده میکنیم که همه امامان معصوم را از طريق مسموميت، به شهادت مى رساندند. نکته قابل توجه اینکه نهضت و جنبش عباسيان در يك روز يا يك سال شكل نگرفته است بلكه پيروزى عباسيان بر بنی امیه در زمان امام صادق( ع) ، نتيجه سى تا پنجاه سال تلاش آنهاست و يكى از دلايل پيروزى آنان همين طول مدت مبارزات آنهاست.
پس از روشن شدن اين نكته، معلوم می شود که چرا امام باقر و امام صادق(ع) قیام نکردند يكى از دلايل عدم قيام مسلحانه از سوى این دو بزرگوار اين بود كه آن نيروى كافى کارامد براى قيام مسلحانه نداشتند و اگر امام صادق(ع)قدرت نظامى داشت به طور قطع قيام مسلحانه مى كرد و براى همين به قيام مسلحانه دست نزدند.
4. سوال : آیا در گفتار و رفتار پیامبر اکرم(ص) جایی دیده شده که در سوگ عزیزان خود و یا دیگران عزاداری نموده باشد؟!
جواب : این شبهه را بیشتر وهابیّون و سلفی ها و هم مسلکان آنها دامن می زنند برای روشن شدن حقیقت امر ما نمونه هایی را از منابع اهل سنّت ارائه می کنیم که رسول خدا(ص) در موارد و مواضع متعدد عزاداری و سوگواری نموده اند.
• عزاداری در سوگ شهدای احد و عمویش حمزه:
ابن مسعود می گوید: "رسول خدا در شهادت حمزه به گونه ای به شدّت گریست که مانند آن را از آن حضرت ندیده بودیم، جنازه او را در قبله نهاد آنگاه ایستاد و با صدای بلند گریه سر داد تا این که بیهوش شد "
• عزاداری در سوگ شهادت جعفر
"اسما همسر جعفر می گوید:رسول خدا فرمود: ای اسما! فرزندان جعفر کجا هستند؟ من فرزندان او را خدمت آن حضرت آوردم، حضرت آنها را در آغوش کشید و مورد نوازش قرار داد سپس چشمان مبارک آن حضرت پر از اشک شد و گریه کرد. عرض کردم گویا از جعفر خبری به شما رسیده است؟ فرمود: آری امروز به شهادت رسید."
• گریه در مرگ فرزندش ابراهیم
"انس بن مالک می گوید: بر پیامبر وارد شدیم در حالی که ابراهیم (فرزندش) در حال جان دادن بود دیدم که پیامبر(ص) اشک می ریخت و گریه می کرد:."
موارد بسیاری را درتاریخ صدر اسلام می توان نام برد ولی بجهت اختصار بهمین مقدار اکتفا میشود.
5. سوال : فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع)و اهل بیت پیامبر چیست؟
جواب : دلائل بسیاری را میتوان برشمرد که به چند مورد آن اشاره میکنیم :
• شهادت مظلومانه و دلخراش امام حسین و18 تن از خانواده وفرزندانش و72 تن از یارانش با لب تشنه واسارت خانواده پیامبر(ص)
• اظهار مودّت و دوستی اهل بیت(ع)
• انسان سازی
تاثیر عزاداری آگاهانه و عاشقانه رهبر و امام جامعه این است که فضائل و مناقب و آرمان های آن حضرت به عزاداران منتقل می گردد و باعث سهولت پیمودن راه هدایت و رسیدن به قلّه سعادت می شودو در عزاداریهاست که اوصاف سازنده الگو تبیین و ترویج می شود.
• جامعه سازی
هنگامی که مجلس عزاداری عامل انسان سازی و فردسازی شد تغییرات و اصلاحات درونی انسان به عرصه جامعه نیز کشیده می شود و فرهنگ شهادت و شهامت را درجامعه رشد می دهد و آرمان و اهداف والای اهل بیت بر جامعه حکم فرما می شود،
• فراگیری اعتراض به ظالمان زمان و حمایت از مظلومان جهان.
• عامل تقویت حسّ عدالت خواهی و انتقام جویی از ستمگران
این درسی است که بخوبی امامان خصوصاً حسین بن علی(ع) به جامعه بشری داد، و شیعیان به خوبی به آن حضرت اقتدا نمودند.
• زمینه ساز اجتماع و ارتباط شیعیان با همدیگر در مسیر دفاع از حق
به همین جهت در طول تاریخ، عزاداری ها مورد نهی و نفرت جباران و حاکمان ستمگر بوده است و تلاش کرده اند که جلو عزاداریها را بگیرند.
6. سوال : چرا به امام حسين(ع) ثار الله مي‌گويند و چه كسي اين لقب را به ايشان داده است؟
جواب : ثار الله از دو واژه ثار و الله تشكيل يافته و يكي از القاب امام حسين(ع)است كه در زيارت عاشورا با اين لقب آن حضرت را زيارت مي‌كنيم. ثارالله: يعني كسي كه خدا طالب خون اوست و خود خداوند انتقام از قاتلين او را خواهد گرفت. این لقب در زیارت معتبر عاشورا آمده است و چون سند زیارت عاشورا قدسی است، یعنی زیارت عاشورا که زیارت امام حسین علیه‌السّلام است از طرف خداوند به ائمه رسیده است و‌ آنرا پیامبر اکرم از جبرئیل گرفته و جبرئیل آن را از خداوند گرفته است بنابر این اساس این لقب را خداوند به امام حسین علیه‌السّلام داده است.
7. سوال : آيا مراسم عقد و عروسى در ماه محرم اشکال دارد ؟
جواب: همه مراجع : برگزارى اين نوع مراسم، اگر توام با معصيت و يا هتك حرمت حضرت سيدالشهد(ع) نباشد، اشكال ندارد و جایز است؛ ولى سزاوار است كه مسلمانان غيرتمند سعى كنند اينگونه مراسم را در ماههاى ديگر و ايام متناسب با خود برگزار كنند.
8. سوال : آیا شرکت در مجالس عزاداری سیدالشهداء وماندن تا نیمه شب و نماز صبح قضا شدن بهتراست یا خوابیدن واهتمام به نماز صبح و شرکت معقول ومکفی در عزاداری های امام حسین(ع) ؟
جواب همه مراجع:اینگونه جواب را مرقوم فرمودند :" بديهى است كه نمازِ واجب، مقدم بر فضيلت شركت در مجالس عزادارى اهلبيت (ع) است و ترك نماز و فوت شدن آن به بهانه شركت در عزادارى امام حسين (ع( جايز نيست؛ ولى شركت در عزادارى به گونهاى كه مزاحم نماز نباشد ممكن و از مستحبات مؤكّد است."
9. سوال : آيا جايز است در مراسم عزادارى امام حسين (ع)، مردان با حضور زنان لخت شده و عزادارى كنند؟
جواب : آيات عظام امام و فاضل: اگر باعث مفسده نباشد، اشكال ندارد و بر زنان واجب است از نگاه كردن به بدن نامحرم اجتناب كنند.
آيهاللّه بهجت: بنابراحتياط واجب بايد بدن خود را از نامحرم بپوشاند.
آيهاللّه تبريزى: اشكال ندارد.
آيهاللّه صافى: اگر در معرض ديد زنان نامحرم نباشد، اشكال ندارد.
آيهاللّه مكارم: احتياط واجب آن است كه مردان از اين كار خوددارى كنند.
10. سوال : چرا عزاداری سایر امامان مانند عزاداری امام حسین(ع) نیست؟
جواب :همه امامان ما به دست دشمنان و خلفای اموی و عباسی بشهادت رسیدند ولی شهادت هیچ یک به سختی و مظلومیت سیدالشهداء نبود که در طول یک روز 18 تن از اعضای خانواده امام بشهادت برسند البته دلائل زیر هم می تواند علت این ویژگی باشد:
• گستره کمی و کیفی واقعه عاشورا.
• وضعیّت خاص جهان و مسلمانان آن زمان ،
• حاکمان بظاهرمسلمان و ظلم های فراوان آنان به اهلبیت،
• تحقیر امت اسلامی،
• سلب امنیّت برای امام حسین و اهلبیت پیامبر،
• تشدید ظلم علیه شیعیان،
• فراموشی دستورات دینی همچون امر به معروف و نهی از منکر،
• شیوع بدعت ها و ورود آنها در حوزه دین،
• فراموشی اخلاق اسلامی و انسانی و...
• مظلومیّت و تنهایی،
• کیفیّت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت،
• دوستانبیوفا
• دشمنان بی امان
• و....
همه این عوامل شرایط خاصی را ایجاد کرد که مظلومیت وکیفیت شهادت امام حسین، جانسوزتر و دلخراش تر از همه مظلومان عالم باشد بهمین سبب امام حسن مجتبی(ع) که خود در بستر شهادت بود خطاب به برادرش سیدالشهداء فرمود: لایوم کیومک یا اباعبدالله ...حسین جان هیچ روزی به سختی و مشقت روزشهادت تو و خانواده ات درکربلا نخواهد بود.
11. سوال : صدای بلند عزاداری های محرم ازساختان مسجد و حسینه و تکایا سبب سلب آسایش همسایگان شده ومسولین هم به اعتراض دیگران توجهی نمی کنند تكليف چيست؟
جواب : همه مراجع : اگر چه اقامه مراسم و شعائر دينى در زمانهاى مناسب، از بهترين كارها و جزو مستحبات مذكور است؛ ولى واجب است برگزار كنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذيت و ايجاد مزاحمت براى همسايگان بپرهيزند هر چند با كم كردن صداى بلندگو باشد.
12. سوال : در برخى موارد مرثيه خوانى و يا مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونهاى است كه صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مىرسد، آيا اين عمل جايز است؟
جواب: همه مراجع عظام: اگر صداى آنان در معرض ريبه، تلذّذ و تهييج باشد، جايز نيست.
13. سوال : كسى كه نذر كرده در روز عاشورا، به مردم حليم بدهد،
آيا مىتواند به جاى آن خوراكى ديگرى بدهد؟ يا حليم را در روزهاى ديگر ماه محرم به مصرف برساند؟
جواب : همه مراجع عظام:اگر نذر طبق صيغه معتبر شرعى بوده، بايد به همان صورتى كه نذر كرده عمل كند و اگر صيغه نداشته، اختيار با او است.
14. سوال : آیا در مورد ثواب گریه بر امام حسین(ع) از ائمه روایت نقل شده یا اینکه چون مظلومانه کشته شد گریه میکنیم ؟
جواب : گريه نشانه رقت قلب و صفای باطن است گریه سلاح جنگی استبا دشمن درون و از نعمتهای الهی است حضرت علی(ع)دردعای کمیل گریه را سلاح مردان شایسته و مومن دانسته و فرمود: ...وسلاحه البکاء ... امام صادق (ع) می فرماید :
كسى كه به ياد مظلومیت و شهادت امام حسين (ع) به مقدار بال مگسى، اشك از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به كمتر از بهشت براى او راضى نمىشود.
15. سوال : اگر امام حسین(ع) علم به شهادت خود داشتند، چرا به کربلا رفتند؟
پاسخ آیت الله جوادی آملی :
گاهی شرایط به گونه ای است که آدمی، بناچار برای رسیدن به مقصد و مقصود خویش، هر کاری انجام می دهد؛ حتی اگر بداند به مرگ او می انجامد. رزمندگان اسلام که در دوران دفاع مقدس، برای عبور از میدان مین، بر هم سبقت می گرفتند، می دانستند سرانجام داوطلب شدن و سبقت گرفتن برای رفتن به میدان مین، شهادت آنان است، لیکن چون می دانستند برای دفاع از نظام اسلامی، چاره ای جز این نیست، پا در این میدان بی بازگشت می گذاشتند.
حرکت امام حسین(علیه السلام) به سوی کربلا نیز از این قبیل بود؛ زیرا انحراف در حکومت اسلامی به جایی رسیده بود که اگر قیام عارفانه آن حضرت و یاران باوفایش نبود، اسلام به پایان رسیده بود: «و علی الإسلام السّلام إذ قد بلیت الأمّة براع مثل یزید» و این انحراف، جز با شهادت امام حسین(علیه السلام) قابل اصلاح نبود.
پیغمبراکرم(ص)و ائمه معصومین (ع) از دو علم برخوردارند: علومی که از راههای عادی به دست می آید و علومی که از راههای غیر عادی(الهی یا لدنی) و غیر متعارف به دست می آید.
بنابراین، آگاهی ائمه(ع) از سرنوشت غیبی خودشان تکلیف آور نبود. از این جهت از آن علم استفاده نمی کردند؛ مگر در مواردی خاص که از سوی خداوند متعال مأمور استفاده از آن می شدند؛ وگرنه معیار تکلیف، علم عادی بود، نه علم غیر عادی. از این رو، اگر از راههای عادی، به نقشه دشمن پی می بردند و شرایطشان همانند شرایط امام حسین(ع) نمی بود، حتماً برای خنثی کردن آن، اقدام می کردند.
16. سوال : نقش امر به معروف و نهى از منکر در حماسه حسینى چه بود؟
جواب : امربمعروف و نهی از منکر از فروع دین است وامری واجب بود امام حسین (ع) ، آشکارا به این عامل (عامل امر به معروف و نهى از منکر) استناد مى کند. و به احادیث جدش پیامبر اکرم(ص) و هدف خود اشاره مى کند و قیام خودش را اصلاح امور امّت كه به فساد مبدّل شده بود و امر به معروف و نهي از منكر اعلام كرد و فرمود: «...اِنَّماخَرَجْتلِطَلَبِالاِْصْلاحِفياُمَّةِجَدّيمُحَمَّد‎صلّي‎الله عليه و آله وسلّم اُريدُ اَنْ آمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ...
من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم، بلكه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منكر و خواسته‏ام از اين حركت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و پدرم علی بن ابیطالب است ...
این عامل، ارزش زیادی به نهضت حسینى مى دهد. به موجب همین عامل است که این نهضت، شایستگى پیدا کرده است که براى همیشه زنده بماند، وبه همه اعصار و دوران ها، درس شجاعت و بیداری و بصیرت و انقلابی بدهد.
به موجب همین فرمان الهی امام حسین (ع) یک مرد معترض و معتقد است؛ مردى است انقلابى و قیام کننده برای تحقق دستورات اسلام در امت جدش رسول الله. انگیزه دیگرى لازم نیست. همه جای کشور اسلامی را فساد گرفته بود، حلال خدا، حرام و حرام خدا، حلال شده و بیت المال مسلمین در اختیار افراد ناشایست قرار گرفته بود و در غیر راه رضاى خدا مصرف مى شد. امام رضا علیه السلام از پیامبر اکرم نقل مى کند که فرمود:
«اِذا تَواکَلَتِ النّاسُ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهىَ عَنِ المُنکَرِ...؛ هرگاه مردم، امر به معروف و نهى از منکر را به عهده همدیگر بگذارند (یعنى هرکس سکوت کند به انتظار اینکه دیگرى امر به معروف و نهى از منکر کند و در نتیجه هیچ کس قیام نکند). پس براى عذاب الهى منتظر و آماده باشند.